دوستان میخواهم شما را با دنیایNLP رآشنا کنم

 

بخش اول

تعريف شماره يك:

ان ال پي فرايندي است جهت از بين بردن الگوها، ذهنيت‌ها، عادت‌ها و رفتارهاي نادرست و جايگزين كردن آنها با الگوهاي، ذهنيت‌ها و رفتارهاي تعالي بخش با استفاده از قابليت‌هاي سيستم عصبي(ذهن خودآگاه و ناخودآگاه)، سيستم‌هاي ارائه و دريافت(حس‌هاي پنجگانه)، قابليت‌هاي كلامي و برنامه‌ريزي مناسب.

تعريف شماره دو:

ان ال پي فرايندي است كه به تشريح اينكه : ما چگونه فكر مي‌كنيم(Neuro )، چگونه به صورت كلامي يا غير كلامي ارتباط برقرار مي‌كنيم(linguistic ) و الگوها رفتاري و احساسي ما چيستند(programms ) مي‌پردازد. آنها را بررسي مي‌نمايد و تغييراتي را در راستاي اهدافي مشخص ايجاد مي‌نمايد.

تشريح

ان ال پي(NLP ) كه به نوعي در فارسي با نام "برنامه‌ريزي عصبي- بياني"، ترجمه شده ولي من ترجيح مي‌دهم همان ان ال پي را به كار ببرم، ان ال پي چارچوب و روشي  سيستمي جهت ارتقاء و تكامل فردي مي‌باشد كه در اوايل سال 1970 توسط ريچارد بندلر و جان گريندر- زبانشناس- با همكاري گريگوري بتسن ايجاد شده‌است. NLP همانند جعبه‌ابزاري است كه ابزار آن استراتژي‌ها، بديهيات و عقايد موجود در ارتباطات انساني، تجربه‌هاي ادراكي و ذهني مي‌باشد.
اصل كلي و نكته برجسته  NLP اين است كه نوع تفكرات افراد، نحوه ارائه و بيان لغات با مدل ادراكي كه فرد از جهان هستي مي‌سازد در تعاملي دو طرفه است. يك فرد با تغيير ديدگاه شخصي خود مي‌تواند رفتار و كنش‌هاي خود را بهبود بخشد. اينگونه مشاهدات مي‌توانند با بكار بستن تكنيك‌هاي گوناگون تغيير يابند.
NLP ، به شما مي‌آموزد كه چگونه يك فرد مي‌تواند با تقويت رفتارهاي مثبت و مفيد و كاهش موارد منفي، عادات موفقيت‌آميزي را در خويشتن ايجاد نمايد. تغييرات مثبت زماني اتفاق مي‌افتد كه يك فرد، با دقت رفتار و عقايد افراد موفق را مورد بررسي و الگوگيري قرار دهد. (مدلسازي). همچنين NLP ، بيان مي‌كند كه هر انساني كليه منابع لازم جهت دستيابي به موفقيت را در وجود خويش دارد.
بندلر و گريندر سه روش درمان موفقيت‌آميز
Fritz Perls ، Virginia Satir و Milton Erickson را سر لوحه مباحث اصلي NLP قرار دادند. آنها روش‌هاي درماني را مدل نمودند و الگوهاي خاصي را براي ارتباطات عمومي، روابط مبتني بر تفاهم و سازگاري و خودسازي ايجاد نمودند. بنيانگزار NLP ، رابرت ديلتز اين سيستم را «مطالعه ساختار تجربه‌هاي دروني » مي‌نامد.   
بيش از سي سال NLP بعنوان موضوعي قابل بحث در امور درماني و پزشكي مطرح بوده‌است. همچنين به‌منظور شناسايي و تعديل بدن جهت اعمال نفوذ استانداردها و موارد اخلاقي متعالي مورد نقد و بررسي قرار گرفته‌است.
هر چند كه NLP ، در راستاي اتكاء بنفس، توانايي‌هاي فردي و ارتباطات كسب و كار رويكردهايي ارائه كرده‌است ولي علاوه بعنوان يك راه‌كار فرعي در روش‌هاي درماني توسط پزشكان نيز استفاده مي‌شود.
ديسيپلين‌هاي عمومي
ايده كلي NLP ، در سال 1976 شكل گرفت اين روش از هيپنوتيسم درماني، روان درماني و تغييرات بالقوه انسان متأثر شده‌است. بندلر و گريندر بر مدلسازي ارتباطات، زبان بدن(Body Language ) و افكار موفقيت‌آميز افراد تمركز داشته‌اند.
تعاريف مختلفي از NLP ارائه شده است.  بندلر NLP را بعنوان « نگرش و رويكردي كه در وراي گستره‌اي از تكنيك‌هاي بديع و مرتبط به هم قرار دارد» معرفي نموده‌است. درحاليكه گريندر NLP را اينگونه بيان نموده‌است. «معرفي مدل‌هاي متكامل و چگونگي بررسي و الگوبرداري از آنها». Labouchere مي‌گويد كه «NLP ، فلسفه واقعيت‌گرايي دارد و بر آنچه مفيد است، آنچه مؤثر است و چگونگي تكرار آن، تمركز دارد. تا زمانيكه NLP زمينه‌هاي مشتركي با مسير روانشناختي داشته‌باشد، به ايجاد، تهذيب و افزايش مفاهيم اين حوزه با استفاده از مدل‌ها و تكنيك‌ها ادامه خواهد داد.»   
تكنيك‌هاي NLP ممكن است در گروه‌هاي آموزش، سمينارها يا مشاوره‌هاي خصوصي بكار گرفته شوند. بعنوان مثال، پزشكان از مباحث شخصي NLP بمنظور تقليل و كنترل عقايد منفي، صحنه هراسي، ترس‌هاي بي‌دليل يا افسردگي استفاده مي‌نمايند. طرفداران NLP ، ممكن است از آن بعنوان مجموعه‌اي از مهارت‌ها در زمينه‌سازي رسيدن به اهداف و يا مشاوره استفاده نمايند. مربيان ممكن است تكنيك‌هاي NLPرا با عناويني چون تكنيك‌هاي انگيزشي، يادگيري بزرگسالان، مديريت، آموزش فروش، روانشناسي خاص و حتي عوام فريبي بكار گيرند.
رباط(Robaat ) بعد از چندين سال تحقيق، پژوهش و بررسيِ الگو‌هاي موفق ان ال پي در جهان و در نظر گرفتن شرايط خاص ايران، چارچوب معماري انسان با نگرش NLP (HAF ) پايه‌گذاري نموده است كه اين چارچوب با روشي ساختارمند مديريت تعالي انسان را با تكيه بر قابليت‌هاي عصبي، توانائي‌هاي كلامي برنامه‌ريزي و هدايت مي‌نمایم.

این مبحث رو درپستهای بعدی دنبال کنید