تبليغاتX
.....سایبان آرامش ما.....

.....سایبان آرامش ما.....

ما می توانیم مهر باور بر دل وزبان وخود بزنیم که می توانیم بهترین باشیم

اندیشهای ماندگار4

·      انسان عاقل همییشه از بدگوی هایی که از او می شود استفاده می کند

·      چراغ راه باشید نه داور الگوباشید نه منتقد

·      ریشه تمام ترسهای ما عدم اطمینان به خودمان است

·      خوب سخن گفتن هنر نیست خوب گوش کردن هنر است

·      تردید در تصمیم گیری بدتر از تصمیم گیری بد گرفتن است

·      بسیار کسانی هستند که نمی دانند که نمی دانند

·      خطا کردن یک کار انسانی است اما خطا نکردن یک کار حیوانی است

·      اگر می خواهید به شما اعتماد کنند قابل اطمینان باشید

·      من نی توانم یک کوچه بن بست است

·      از احساسات درفکر کردن کمک بگیر نه اینکه با احساسات فکر کنی

·      تا چیزی را نپذیریم  نمی توانیم تغیرش دهیم

·      خشم ودروغ مانند اسیدی است که به ظرف ومحتوای خود بیشترآسیب می رساند

·      بهتر است الماس ناقص باشی تا سنگریزه ای بی نقص

·      اگر بازیگر زندگی خود نباشی بازیچه آن می شوی

·      قدر قلبت را بدان نگذار بازیجه دست هر نادانی شود

·      باید جسارت داشته باشی که خودت باشی وبه ندای درونت گوش دهی

·      امید سرابی است که اگر نادیده شود همه از تشنگی خواهیم سوخت

·      دوست داشتن یک شخص یعنی دیدن او به همان شکلی که خداوند اراده کرده است

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 13:41  توسط عسل  | 

شناخت عدد هشت

در باورهای اسلامی، “هشت فرشته، عرش را که محاط بر جهان است، نگه

 داشته‌اند.”   “این هشت فرشته با هشت بخش فضا و گروه‌های حروف

 الفبا در الفبای عربی منطبقند.”


“در اندیشه‌های بودایی، هشت نماد کامل بودن، کل ممکنات و نماد هشت

 تفال نیک است. در باور چینی‌ها به معنای کلیت و نیک‌بختی است

“ژاپنی‌ها اعتقاد دارند که در آسمان‌ها هشت ایزد (یا هشت خدای رعد و

 برق) وجود دارد.”  “آینه‌ی «آماتراسو»[خدای‌بانوی خورشید ژاپنی] (هرچند

 دقیقاً نمی‌دانیم آینه‌ی او به چه شکلی بوده) هشت عدد بوده است.”   “در

 اعتقادات عبری، هشت عدد تمام و شکوه است و ارزش عدد «یهوه» و

 «ربٌ» هشت است. به اعتقاد هندوها، ۸*۸ یعنی نظم آسمانی که در

 زمین مقرر شده است و معابد مطابق الگوی ماندالا، که نماد ۸*۸ است،

 ساخته شده‌اند.”

 
“عدد هشت در باورهای آفریقایی نیز به همین صورت کلی و فراگیر ظاهر

 می‌شود، مثلاً عدد اصلی خلقت در نزد «دوگون‌ها» چهار نیست، بلکه

 هشت است، یعنی بر خاصیت چهار مضاعف متکی است زیرا در فلسفه‌ی

 «دوگون‌ها»، هرچه خالص، یعنی راست و درست باشد، مضاعف است.

 بدین‌ترتیب در میان «دوگون‌ها»، هشت قهرمان خالق، هشت خانواده‌ی

 بشری، از هشت نیای نخستین به دنیا آمدند، که باوجود این‌که همگی

 دوجنسی بودند، در چهارتای آن‌ها نرینگی غالب بود و در چهارتای دیگر

 مادینگی.”

“در اندیشه‌های مسیحی، عدد هشت، مفهوم تولد دوباره و باززایی دارد.

 معمولاً حوض غسل تعمید هشت ضلعی است، زیرا نماد باززایی است.” 

  “گاهی نیز این حوض به شکل مربع است که در آن صورت مظهر شهر

 مقدّس خواهد بود و هنگامی که به شکل پنج ضلعی است، اشاره به

 زخم‌های مسیح دارد.”   “هشت در مسیحیت، سمبول رستاخیز است،

 
“سنت مسیحی، در کمال شگفتی، در آن‌چه مربوط به عدد هشت

 می‌شود، با سنت «دوگون» مخلوط می‌شود، یعنی از هشت، یک فرجام و

 یک مکمل می‌سازد. به سخن «اوگوستینوس» قدیس، تمامی اعمال در این

 زندگی، در ارتباط با عدد چهار است و در ارتباط با روح که عدد آن سه‌گان

 است. بعد از هفت روز، هشتمین فرامی رسد که نشانه‌ی زندگی صالحان

 و محکومیت کافران است. و اما روز هشتم، که درپی شش روز خلقت و روز

 سبت [یا شبت، روز هفتم پس از خلقت و آرامی خداوند  می‌آید، نماد قیام

 و تجلی مسیح است، که دوره‌ی آینده را بشارت می‌دهد و نه فقط شامل

 قیام مسیح، بلکه نشانه‌ی رستاخیز انسان است. اگر عدد هفت به‌طور

 خاص عدد عهد عتیق است، عدد هشت در ارتباط با عهد جدید است.

 هشت آمرزش قرن آینده را نوید می‌دهد.”


“در میان فیثاغورثیان عدد هشت به عنوان اوّلین مکعب تلقی می‌شد که به

 وسیله ضرب مداوم (۲×۲×۲) حادث می‌شود و دلالت بر دوستی،

 دوراندیشی، پند و اندرز و عدالت دارد و به عنوان مکعب یا تکرار اولین عدد

 زوج بر آن بود که به قانون بدوی طبیعت که همانا همه انسان‌ها را برابر

 فرض می‌کند، اشاره کند.”

 
“به لحاظ معنوی، هشت، هدف (غایی) رازآموز  است که از هفت مرحله یا

 آسمان گذر کرده، از این‌رو عدد بهشت بازیافته است. عدد باززایی و

 رستاخیز و سعادت است. (باور بر این است که) در هشتمین روز انسان جدید از رحمت ایزدی آفریده شد. از طرف دیگر، پس از هفت‌روز روزه و توبه، روز هشتم، روز فراوانی و تجدید حیات است. به صورت (۱+۷) به معنای اوکتاو (هشت=octave) و شروع دوباره است.”
“هشت در سراسر جهان عدد تعادل کیهانی است.”  “هشت عدد جهات اصلی است، درصورتی‌که به چهار جهت اصلی، اعداد جهات میانی (شمال شرقی، شمال غربی، جنوب شرقی و جنوب غربی ) نیز افزوده شده باشد.”  چهار جهت اصلی و چهار جهت فرعی در شکل هشت ضلعی در بسیاری از سنت‌ها  “هشت باد” نامیده شده‌اند. “شماره‌ی قطب‌نما، هشت است.”  “هشت، عدد گلبرگ‌های نیلوفر و راه‌های باریک منتهی به جاده‌ی اصلی است.” 
“هشت به‌خاطر تعداد ستون‌های «مینگ‌دانگ» (در فرهنگ چین)، تعداد فرشتگان عرش (در فرهنگ اسلامی) و هشت وجه «لینگا» (در فرهنگ هندی) ، مفهوم واسط میان مربع و دایره یا میان آسمان و زمین را نیز یافت و در نتیجه مرتبط با عالم واسط شد.”

“علامت ریاضی بی‌نهایت [∞]، همان عدد هشت لاتینی [۸] به‌صورت خوابیده است و همچنین برگ هشتم «ثورای» مارسی نشانه‌ی عدالت، نماد تکامل تام و تعادل است، آن‌چه به هشت=چهار+چهار دوگون‌ها می‌پیوندد.”

نتیجه:
از خواندن مطالب بالا متوجه می‌شویم که هشت عددی است که به عرش و آسمان و فضا و جهات، به تمامیت و کمال، باززایی و تولد دوباره و رستاخیز، نظم آسمانی، خلقت و آفرینش، باروری، انسان (انسان کامل به عنوان تصویری از عالم اکبر)، آمرزش، بهشت، تعادل کیهانی، واسط میان زمین و آسمان، و نگهبانان فضا (عرش) مرتبط می‌شود.
و در نهایت، همه‌ی این مفاهیم را که با هم مورد توجه قرار دهیم متوجه می‌شویم که «هشت» عددی مربوط به عالم بالاست و در ناخودآگاه این عدد، تلاش، به منظور گذر از مراحل زمینی دیده می‌شود.

منابع:
- فرهنگ نمادها، ژان شوالیه، آلن گربران، ترجمه و تحقیق سودابه فضایلی، تهران، انتشارات جیحون، ۱۳۸۷/
- فرهنگ مصور نمادهای سنتی، جی.سی. کوپر، ترجمه ملیحه کرباسیان، تهران، فرشاد، ۱۳۷۹/
- عدد، نماد، اسطوره، آرش نورآقایی، تهران، نقد افکار، ۱۳۸۷/

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 22:15  توسط عسل  | 

طلوع و غروبی دیگر

همراه با خورشید بر می خیزی برای عبادت ونام او تنها یگانه رابه زبان می آوری وبرای دل بی کست دعا می کنی وخداوند بزرگ می شنود در طول روز در مسیر زندگیت خشم ، غرور حسادت وطمع که از یک روح گمشده ناشی می شود کنار میگذاری برای خودت راه میسازی اجاره نمی دهی برای تو راه بسازند شاید دیگران با تو قدم بردارند ولی نمی توانند به جای تو قدم بردارند خودت مهمی ، خودت مهمی

آنچه را که متعلق به تو نیست تصاحب نمی کنی خواه از یک نفر یا یک جامعه یا یک فرهنگ باشد اگر آن را کسب نکرده باشی مال تو نیست، به همه چیزاحترام میگذاری خواه انسان خواه حیوان یا گیاه ، هرگزاز دیگران بد نمی گویی ، همه انسانها اشتباه می کنند ولی اشتباه قابل بخشش هستند ، صداقت آزمون اراده انسان ها در این جهان است ، خودت را متعادل نگاه دار ، ذهن ، روح واحساس وجسم تو همگی نیازمند قدرت خلوص وسلامت هستند ، چشمانت را ببند وبا روحی آرام ببخش تمام بی وفایی ها وبازیهای ناآرام زندگیت همراه با غروب خورشید غروب تمام بدی ها را داشته باش

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 21:33  توسط عسل  | 

وجدان «conscience» خدای حاضردرانسان است                      

در تاريكي شبهاي ظلماني آنجه كه همه دادگران و دادپروران و دادرسان به خواب عميق فرو رفته‌اند. تو اي هميشه بيدار در بستر كاخهاي مجلل كه انسانهاي نيرومندي سربه بالش پر نيايش نهاده و به درياي خويشتن خم شده است و با دربيغوله اي از كوخهاي محقر كه انسان ضعيفي جسد آزرده خود را بر روي آن فرش نموده و به صداي جويبار خويشتن گوش فرا مي‌دهد در هر دو صحنه بساط محاكمه را مي‌گستراني و شرافت توأم با خرسندي يا رذالت توأم با ندامت در چهره دروني هر دو انسان براي تو نمودار مي‌گردد، در آن هنگام كه مي‌خواهيم از قضاوت عادلانه و انعطاف‌ناپذير تو روگردان مي‌شويم و ترا نديده بگيريم به هرطرف كه برمي‌گرديم مانند نورافكن دوار با ما مي‌گردي و نور خود را به قيافه تاريك و در هم پيچيده ما مي‌افكني، مگر انسان راه فراري از خويشتن سراغ دارد راستي آدمي كدامين روي خود را نشان مي‌دهد آن موقع كه مي‌خواهد از خويشتن طفره بزند؟

اين كبوتر ضعيف و اين هماي سعادت در مبارزه با كركس تمايلات تا زنده است بيدار و كوشش مي‌كند و دمي از مقاومت نمي‌ايستد تا آنگاه كه بال و پر او شكسته شود و موجوديت خود را از دست بدهد.

تعريف وجدان در معناي عام

كلمه وجدان در لغت نامه دهخدا در رديف كلمات وجد، وجود، اجدان آمده است كه به معناي يافتن، مستغني شدن، دوست داشتن، اندوهگين شدن، شيفتگي، آشفتگي، ذوق و شوق، شور، حالت، خوشحالي و فرح، توانايي و قدرت است و در بين اين كلمات وجد ارتباط نزديكي با وجدان دارد.

در عرف بعضي، وجدان عبارت است از نفس و نيروها يا قواي باطنه وجدان در مقابل فقدان است كه دلالت بر حضور كيفيت حالتي مي‌كند برخي دانشمندان گفته‌اند: وجدان نيروي فطري است وجدان به دو دسته تقسيم مي‌شود 1- وجدان توحيدي 2- وجدان اخلاقي تعريف وجدان به دو قسمت تقسيم مي‌شود 1- تعريف عمومي 2- تعريف خصوصي

تعريف عمومي تعاريفاتي هستند كه جنبه كلي و عمومي داشته و نمود مشخصي را بيان نمي‌كند هر پديده‌اي كه در درون ما استقرا پيدا مي‌كند ما با آن حقيقت وجدان داريم يعني آن را دريافته‌ايم خواه اين حقيقت به صورت واحدهاي مفرد يا بصورت قضاياي مركب و خواه مورد آگاهي روشن يا تاريك يا نيمه روشن قرار بگيرد، وجدانيات ناميده مي‌شود. در تعريفات عمومي وجدان قضايايي مطرح هستند كه ما واقعيت آنها را در درون انساني مشاهده مي‌كنيم. وجدان از نظر اخلاقي عبارت از آگاهي به بعضي از شئوون «شخصيت» وجدان به معناي فلسفي دريافت درونيست و همچنين شخصيت را مي‌توان به دو قسمت اساسي تقسيم كرد: يكي شخصيت خارجي اين قسم عبارتست از انعكاس وضع رواني يك فرد در اجتماع مثلاً‌ مي‌گوييم شخصيت فلان فرد چنين است . دوم شخصيت واقعي فرد: شخصيت واقعي هر فرد عبارتست از آنكه انسان در سازمان رواني خود به توسط غرايز يا امور اكتسابي ايجاد نموده است.

وجدان از ديدگاههاي مختلف:

از نظر ويكتور هوگو وجدان مركز اختلاط اوهام و علايق و ابتلات، كوره احلام و كنام افكاريست كه انسان از آن شرم دارد.

ابن سينا مي‌گويد: اهل معرفت كه داراي درون منزه هستند هنگاميكه كثافتهاي مادي از خود دور نمودند و از اشتغالات پست رها شدند رو به عالم قدس و سعادت بوده و با كمال اعلي به هيجان درمي‌آيند و براي آنان لذت عاليه‌اي رو مي‌دهد.

اميرالمومنين علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: همين خواص و پيشتازان حرفه‌ايي و بي‌وجدانند كه تاريخ بشريت را به روز سياه نشانده اند.

از فلاسفه قدیم مثلا ارسطو در تعریف وجدان می توان گفت: نفس انسانی از دو جزء ترکیب یافته است: یکی از آن دو عقل شخصی هر فرد است و دیگری پیرو عقل است که از آن به وجدان تعبیر شده است.
از تعاریفی که شد می توان چنین تحلیل کرد عقل انسان به دو قسمت تقسیم می شود که از آن به عقل مجرد و عقل عملی تعبیر می شود که اگر بخواهیم وجدان را به یکی از این قسمت ها مربوط کنیم می توان آن را از فعالیت عقل عملی دانست.

در تعريف وجدان گفته‌اند كه وجدان قوه‌اي در باطن شخص كه وي را از نيك و بد اعمال آگاهي دهد. در واقع مي‌توان گفت كه خداوندتبارك و تعالي براي تمام آدميان نيرويي را عنايت كرده كه آنها در تمام لحظات بپايد و بر آنها متذكر شود كه پا از گليم اختيارات شرعي و عقلي خود فراتر نگذارند و نيز دايره نيك و بد را براي آنها مشخص كند و همچون چراغ فطري باشد كه آنها را از افتادن در چاه ندامت برحذر دارد.

به نظر مي‌رسد كه وجدان علاوه بر اين كار، كاركرد ديگري نيز دارد و آن تشخيص كم كاري و استيفاي امور كردن است به اين معنا كه اگر آدمي را وجداني در كار باشد بطور قطع او را از ارتكاب به كم كاري منع و به اتمام امور و دقت در آنها تشويق و ترغيب خواهد كرد. حال بايد پرسيد منظور از كار چيست؟

از مجموع صحبت هایی که فلاسفه درباره وجدان کرده اند به این نتیجه می رسیم که بعضی از حالات نفسانی منبعث از روح و عقل و وجدان است و تا اینجا به این مسئله می رسیم که وجدان ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با روح و روان داشته و نقش وجدان در حیات آدمی اثرات عمیقی دارد. همچنان که می تواند در تزکیه نفس و روح، را از آلودگی ها نجات داده و عقل عملی را تقویت نماید و سعادت و نیکبختی روح را در عالم پس از مرگ تامین نماید.

وجدان در نهج البلاغه:

در نهج البلاغه دارندگان وجدان همان كساني‌اند كه از نعمت قلب سليم برخوردارند چه وجدان يك امر قلبي است رابطه وثيقي با قلب و اوصاف آن دارد. سخن بر سر اين نيست كه برخي از مردم از نعمت قلب (دل) محرومند بلكه هدف آن است كه بعضي از مردم از داشتن وصف سلامتي قلب محرومند. لذا اميرالمومنين عليه‌السلام مي‌فرمايد: «فطوبي الذي قلب سليم اطاع الله من يهديه و تجنب من يهديه » «زهي سعادت آن كه به يمن داشتن قلبي سالم» هر آن كس را كه از داشتن چنين قلبي متنعم است يقيناً آن را در تمام امور حاكم بر خدا خواهد كرد و هرگز بر فرمان او سرپيچي نخواهد نمود.

آن حضرت بي‌بهرگان از قلب سليم را مايه بي اعتمادي امراي عادل مي‌داند و بدين سبب آنها را مورد عتاب قرار مي‌دهد. اينگونه اشخاص در نظر آن حضرت توانايي حفظ بيت المال را هم دارند و سپردن امور مسلمين بدانها باعث تخريب امور مي‌شود و چون چنين شرايطي براي آدمي بوجود آيد بطور قطع خدا نيز در نظرش كم اهميت جلوه مي‌كند و نهايتاً امور مسلمين آنچنان آشفته مي‌شود كه به تعبير امير عليه‌السلام در تاريكي بر آنها شامل و چراغ هدايت خاموش مي‌گردد.

آنحضرت در نامه‌اي به ابن عباس مي‌نويسد نسبت به وقوع چنين حالتي براي ايشان احساس خطر مي‌كند و او را از عروض چنين وضعي بازميدارد. «اما بعد، بي‌ترديد من ترا در امانت خويش شريك كردم و همراز محرم اسرار خود قرارت دادم؛ به گونه‌اي كه هيچ يك از يارانم را در مواسات و ياري متقابل و اداي امانت و تعهد بدان مطمئن‌تر از تو نمي‌شناختم. اما تو، همين كه ديدي روزگار بر عموزاده‌ات، پارسي كرد، دشمن به اوج خشونت رسيد، امانت مسلمانان را شكوه و ارجي نماند... چهره ديگر كردي و همراه و هماهنگ با ياران نيمه راه، بي تفاوتها و خيانتكاران، به كناره‌گيري و بي‌تفاوتي گراييدي و خيانت كردي بي‌كمترين همراهي با عموزاده‌ات، كوششي در اداي امانت و انجام دادن مسئوليت خويش؛ گويي از همان ابتدا نيز مبارزه  و جهادت براي خدا، و بر مبناي برهاني روشن از پروردگارت نبوده است.»  پس اين وجدان است كه در نتيجه داشتن قلب سليم بر آدمي در تمام لحظات حاكم است و او را از ارتكاب به امور ناشايست بويژه از دستبرد زدن به بيت المال مسلمين بازميدارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 15:16  توسط عسل  | 

حسادت

آفت بزرگ ............

 

برای شما هم پیش آمده که دوستدار چیزی هستید وتلاش می کنید اون رو از راه صحیح وعاقلانه برا رسیدن به خواسته وهدفتون بدست بیارید وخوب به این امر واقفید که داشتن چیزی که سودمندهست ارزش تلاش رو داره ولی توی این راه ازحسادت وامتیازطلبی کار مارو کمی مشکل میکنه که بسیار امر ناپسندیده ای هست ودیگه اینجا ست که راه رسیدن به هدف رنگ دیگه ای میگره به امید اینکه نیتهامون صاف وبدون رشک وخوطلبی باشه ، در این پست ازاین خصلت ناپسند کمی صحبت به میان آوردم که شاید نور روشنی برا بهتر قدم برداشتن در راه جاده زندگی باشدونیتهایمان را درست کنیم  

      جهان بینی مادی و تفکّر دنیاگرایی، عامل محدودیت در زندگی انسان هاست. تا این کوته بینی و تنگنای فکری وجود دارد، رقابت در فضای محدود، اصطکاک و درگیری پدید می آورد و اختلاف، مولد طبیعی جهان بینی مادی است.    اندک دیدن امکانات، امتیاز طلبی انسان ها، انحصارگرایی، حسادت نسبت به جایگاه و امتیازات و امکانات و نعمت های دیگران از مهم ترین عوامل فکری و اخلاقی اختلافات در زندگی انسان هاست

حسد از دیدیگاه قرآن و روانشناسان

        عوامل حسادت و راه‌های پیشگری و درمان آن  به نظر روانشناسان هر صفتی که در وجود انسان به صورت عادت در می‌آید،علل و عواملی دارد که شناخت آنها در ارائه راهکارهای درمان مؤثر است.دلیل حسادت نیز ممکن است یکی از عوامل زیر می‌باشد:  1.کوردلی(ضعف فکری):حسود خود را ناتوان‌تر از دیگران می‌بیند و سعی می‌کند دیگران را به عقب برگرداند.  2.ضعف و نقص ایمان:یعنی ایراد به اینکه چرا خداوند به دیگران نعمت عطا فرموده است؟  3.اخلاق‌های شخصیتی:تنگ‌نظری،کوته بینی،

روان شناسی حسادت

  حسادت، ناهنجاری اخلاقی  حسادت یا همان حس بدخواهی و آرزوی زوال نعمت دیگران را داشتن، صفتی نکوهیدهاست که خود، ناهنجاری های اخلاقی فراوانی را به دنبال دارد. ریشه بسیاری از غیبت ها،تهمت ها و هتک حرمت ها در همین حسادت نهفته است. حسادت سبب می شود که آدمی فضایل و خوبی های دیگران را انکار کند و همواره در جست وجوی عیب آنان باشد.  در احادیث اسلامی، از حسادت به عنوان یکی از ریشه های کفر نام برده شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «ریشه های کفر سه چیز است: حرص، تکبر و حسد.»

حسادت علاوه بر اينكه آفت دين و ايمان آدمي محسوب مي‌شود ضرر و زيان‌هاي جسماني فراواني نيز به همراه دارد كه اگر معالجه نشود انسان را از بين مي‌برد. در اين باره امام علي (ع) مي‌فرمايند:

 

«حسادت تن را فرسوده و عليل مي‌كند.

 

پس از اين كه فهميديم حسد صفت بسيار زشت و ناپسندي است حال چگونه شخص حسود را بشناسيم تا از شرش در امان باشيم. پيامبر اكرم (ص) در اين باره: غيبت كردن، چاپلوسي كردن و شاد شدن از گرفتاري‌هاي ديگران را از جمله نشانه‌هاي حسود مي‌شمارند.

و اما آنچه كه موجبات حسد را فراهم مي‌كنند هفت چيز است كه بطور خلاصه به آنها اشاره مي‌كنم.

1- خبث نفس و بخل نسبت به خير و صلاح بندگان خدا.

2- كينه ورزي و دشمني.

3- حب شهرت و رياست.

4- نديدن پيشرفت و برتري ديگران.

5- بيم از نرسيدن به مقصود.

6- خود بزرگ بيني.

7- شگفت زدگي و شگفتي.

 

راهكار علمي و عملي معالجۀ حسد

1-  راهكار علمي: بسياري از مفاسد اخلاقي ناشي از اين است كه ايمان در قلب آدمي جاي نگرفته است و دل بي خبر از نهي كلام الهي و امامان معصوم (ع) است. آن كس كه حسد مي‌ورزد؛ بداند كه ايمان ندارد كه خداوند طبق مصلحت نعمتي را به بنده‌اش داده است و او بي خبر از اين مصلحت است. و بداند كه به عدل خدا نيز ايمان ندارد چون ايمان به عدل با حسد منافات دارد اگر انسان خداوند را عادل مي‌داند بايد تقسيم او را نيز عادلانه دانست.

2-  راهكار عملي: و آن به اين صورت است كه با محسود اظهار محبت كني. نفس تو را امر مي‌كند كه او را اذيت كن توهين كن و دشمن داشته باش ولي تو به خلاف ميل نفس اماره به او ترحم كن و از او قدرداني نما، خوبي‌هاي او را بر خود و ديگران بازگو كن و صفات خوب او را يادآوري كن اين امور گرچه در مرحله اول سخت است ولي كم كم اين رزيله حسادت از بين خواهد رفت و نفس عادي مي‌شود و واقعيت پيدا مي‌كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 20:25  توسط عسل  | 

تکلیف دلها چی میشه؟

 

شاکی روزگارمنم ، تمام این شهر متهم

یه حادثه چند ساعته با من میاد قدم ،قدم

 

زخمها دهن وامی کنن وقتی دل از عشقی پر

دست منو بگیر که روی خون عشقم می سوره

 

 

بگو از کدوم طرف میشه به آرامش رسید

وقتی تو چشم هر کسی برق فریب ومیشه دید ......

 

نمی دونم با خوندن این شعر خاطرتون به کجا کشیده میشه به کدوم سمت وسوی اندیشه ، وقتی که تیتراژیایانی فیلم محاکمه در خیابان ، خط به خط از پایین میان بالاخواننده اینو زمزمه میکنه به دلم نشست خیلی نمی دونم لحظات اون موقع دلیل خوبی بودبرا به دل نشستن یا نه اینکه بخاطرانتخاب اون با پیام فیلم ، جور در میامد ولی عجب فیلم خوبی بود فکر کنم کارگردانش مسعود کیمیایی بود دستش درد نکنه .

وقتی که زندگیتو مثل پازل می چینی با یه اشتباه همه جی میریزه بهم ، وای جی می خواستی چی شد ؟ حالا بدتر از اون اون اشتباه از کسی دیگه بوده ولی با تو ربط پیدا میکنه یارب می خوام یه اعتراف بکنم اونم اینه که، با خودم وخودت  قرار گذاشته بودم که کمتر شکوه وگلایه کنم اما مگه میشه امان ازدست آدمای روزگار بعضی وقتها میگم هر چه تو تقدیر کنی ومن تدبیر ولی بازم جا میزنم چکار کنم ظرفیت وجودیم اجازه نمی ده ،  نمی دونم امروز ازاون روزای ست که دارم می بینم چوب بد اندیشی،بی اعدالتی دیگران رو می خوریم انصاف هم در اون دیده نمیشه ، چوب قضاوت بیجای دیگران ، چرا دروغ بگم آره تلخ ، سخت وغیر قابل تحمل اگه یک کمی انصاف بود چرا باید این طور بشه ظرفیت وجودی من وخیلی های مثل من هر چی زیاد ،  هر چه انعطاف پذیر ولی سنگ هم به اون سختیش به مرور زمان فرسایش پیدا میکنه ،هالم از آدمایی که ادعای فهم ودانایشون میشه ، ادعای دینداریشون میشه وبه اسم دین وخدا وپیغمبر اجازه به خودشون میدن هر کاری رو ماس مالی کنن بهم می خوره  آره چرا به خودشون اجازه ندن وقتی یه چیزی توسط با فهمای ما تو جامعه اشاعه میشه  ، وقتی که زشتی اون کار انکار میشه نتیجه اش میشه همین ،وقتی که نتونی اعتراض کنی باید مهر خفه  کن بزنی به دهنت ، آزادی بیان کجا جاشه ؟آره اگه بخوای اینجا زندگی کنی با ید مثل اونا فکر کنی مثل اونا قلبت بشه سنگی، دروغ بگی به اسم مصلحتی ،  شهوت پرستی کنی به اسم کمبود نیاز ، آره شاید بخودت بگی آخرین سنگر سکوته اما نه،بعضی وقتا سکوت خوردت میکنه آخه همه جا که نمیشه سکوت کرد میشه؟ نمیشه ،دلم می خواد برم جایی که به اسم دین اسلام تیشه به ریشه همه چی زده نشه جایی که واقعیتهای دورو ور این قدر تلخ نباشن که هر روز هم برا خودت هم برا اطرافیانت نگران باشی قلبت آروم نگیره ودرگیر تشویش بشی .

خدایا کمکمون کن داره چی به سرمون میاد من که لیاقت گفتن خوبی های تورو ندارم ولی یه ذره از خوبیهات نثار بندگانت کن تاشایید ....................

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 16:33  توسط عسل 

به اینجا میگن آخر خط........

 

یه سلام گرم به تمام دوستانی که پستهای منو دنبال میکنند ویه معذرت خواهی ازاینکه این روزا بلاگفا کامنتهای شما رو می خوره ونمی تونم تشکر کنم ازدوستانی که برام نظرمی زارن ، دیگه به بزرگی خودتون ببخشید

دیشب با دیدن یکی ازآشنایان که مدتیست درگیربیماری خود که سرطان باشه ، ملاقات داشتم که جای تامل داشت، دست وینجه نرم کردن با سرطان خون آن هم به شدتی که مصرف قرص روزهای اولیه او به 168قرص در روز رسیده بود کارآسونی نیست اگه بخوام خاطرات این آقا رو براتون بنویسم فکر کنم خیلی زمان میبره می خوام به  نتیجه از ملاقات این دوست عزیز براتون بگم نمی دونم تا حالاچقدر براتون اتفاق افتاده که با مشکلات روزگار که روبرو میشید احساس میکنید دیگه بریدید وشاید با خودتون بگید کجا اینو انتخاب کردم من که این طوری نخواسته بودم؟ این سوالاتی بود که روزای اول هم برا این آقا پیش آمده بود(به نظرم ریشه این بیماری بیشتر روحی باشه ، منظورم یه خصلت اخلاقی بدمثل کینه ای بودن)

وقتی که دکترها این آقاروجوابش میکنن با خودش تصمیم میگره با مشکلش (البته اون به این بیماری مشکل نمی گفت )کنار بیاد اول از همه تصمیم میگره با کسی ازوضعیتی که قرار براش در آینده نزدیک پیش بیاد صحبت نکنه شاید نه ،حتما" می خواسته خودشو از دلسوزی های که حامل انرژی منفی ست ایمن کنه ،دوم اینکه خودشو از تمام دلبستگی ها دنیا آزاد کنه ، کمی روی این مورد فکر کنید کار آسونی نیست ازدلبستگی ها ی روحی گرفته تا مالی که پست ترینشه وآخرخط بودن یعنی آماده کردن خودشو اطرافیانش اون هم با زمانی که خودش به خودش هدیه میکنه ودرآخر هر روزصبح که چشماشو بازمیکنه ازخدا تشکر میکنه وبا جملات تاکیدی که واقعا"با ور شون کرده بود یه روز خوب وازاون بالایی می خواد، الان یک سالی هست که ازشروع درمان میگذره ولی خدا رو شکر حالشو دکترا واقعا" بهتر ازآون چه انتظارشو داشتن پیش بینی کردن واین یعنی امید وباورواین یعنی که با ورود مشکلی ذره نپوشیم بریم به جنکش وشکوه وگلایه کاری نمی کنه جزء جذب انرژی منفی وهاله دور خودمون بپوشونیم ازجذب انرژی مثبت .باید قوی کنیم ارادهامون رو وخودمون ودرمرحله عمل بزاریم در مورد این خوب میدونم که سرطانهای بدخیم درمان قطعی ندارن ولی اونچه که درمان قطعی داره باورهامونن.تاوقتی که نفس می کشیم وزنده ایم برا خودمون واطرافیانمون زندگی بسازیم

بعد ازاین ملاقات تصمیم گرفتم یه سری به این دسته بیمارها بزنم این کار رو همین امروز انجام دادم ، همیشه از محیط بیمارستان بدم میامد بعد از فوت مامان این امر تشدید شده بوده تا حدی که اگه مسیرم از جلوی بیمارستان بود راهمو تغیر میدادم البته تازگی ها دارم رو خودم کار میکنم خوب زمان هم میبرد  ولی این مورد ضربه آخربود رفتن تو محیطی که ازش فرار میکردم والان توی اون محیطم اولش خیلی سخت بود ولی با عیادت بیمارها وخوش وش کردن با اونها هم خودم سرگرم شدم هم اونا رو برا لحظه ای غافل کردم شاید برا دسته ای ازاین بیماران دقیقه ای به مریضی شون فکر نکردن دسته کمی ازاثرقرص نباشه ،یه چیزی که خیلی بین بیماران مشترک بود هزینه های سنگین درمان بود که فکر کنم بیشتر از بیماری رنجشون میداد ازخدا خواستم که سعادت خدمت به این دسته بیمارها به تمام بندهای خوبش بده ودرک وآگاهی درکنارش که گذشتن ازاندکی پول ووقت  پرت کار سختی نباشه در پایان

ازخدا سلامتی وبهبود حال تمام مریض ها رو می خوام اونم توی این ماه عزیزبراهمه شما آرزوی تندرستی وسلامتی رو دارم که فکر کنم بهترین نعمت.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 23:12  توسط عسل  | 

این سلام وخسته نباشیدرومیدم به تمام دوستان وبلاگ نویس خوبم همین طور دوست خوبم آقاحامدکه به تازگی وبلاگشو قطع کرده ومن آیدی ازشون دریافت نکردم آرزویی سلامتی برا همتون دارم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 11:46  توسط عسل 

فنگ شوي درمحيط زندگي

آيا محيط زندگي راحتي داريد؟

آيا تمام جنبه هاي مورد نياز زندگي شما در اين محيط وجود دارد؟

آيا از رنگهاي اين فضا لذت مي بريد؟

به نظرتان اين محيط بازتابي از سلامتي شما است؟محل زندگي شما چگونه روي روابط شما اثر دارد؟

فنگ شويي دانش و هنر قديمي است كه مطلوب ترين روش هاي زندگي در محيطي مناسب و موزون را به انسان مي آموزد. فنگ شويي مشخص مي كند چگونه با استفاده از رنگهاي مناسب ،وسايل زندگي مناسب و طريقه صحيح چيدمان آنها محيطي نافع براي خود ايجاد كنيد و محيط كار ،تجارت  يا خانه خود را به مراكز قدرت تبديل كنيد .

در مورد تاريخ دقيق فنگ شويي يا ابداع كننده آن هيچ سند قابل اطميناني در دست نيست.تنها در هشتاد سال گذشته موفق به كشف اسناد ومدارك اندكي متعلق به قرون سوم و چهارم قبل از ميلاد شده اند كه درآ نها به صورت غير مستقيم به فنگ شويي اشاره شده است. فنگ شويي در قلب و ذهن مردم معمولي و از طريق زبان رمزي بين استادان و شاگردان باقي ماند و به صورت سينه به سينه رموز اين هنر حفظ شد. به همين دليل تعداد كمي از متون مكتوب آن باقي مانده است

بعضي ازمحققان معتقد ند حكمت وكاربرد فنگ شويي همزمان با مكتوب شدن نظريه يين( سرد)ويانگ (گرم) وانديشه هاي جها ن بيني مبتني بر پنج عنصر چيني ، زمين (خاك) ، فلز ،‌آب ، جنگل (چوب) و آتش ، مدون گرديده است.

نظريه فنگ شويي رابطه كيهان و انسانها را بررسي مي كند و هدف آن ايجاد وحدت ميان آسمان ، زمين ، انسان و ماده از طريق نيروي تاچي (نهايت مطلق) است. چيني هاي باستان اعتقاد داشتند هنگامي كه اين وحدت به وجود ايد ،”چي” (نيرو هاي حياتي) در موجودات جاندار و بي جان جاري شده و موجب بروز اتفاقات خوب و سازنده مي شود. فقدان جريان”چي” نتيجه معكوس،يعني بد بختي و اختلال و نگراني به بار مي آورد.

محور اصلي هنر فنگ شويي وحدت ميان آسمان ، زمين و انسان است. چيني هاي باستان در جستجوي وسيله اي براي تو ضيح نيرو هاي مر ئي و نا مرئي روي زمين و تا ثير مبهم و مرموز اين نيروها بر رفتار انسان بودند. و به دنبال معنويتي بودند كه در هنگام سختي ها و بلايا به انها پناه بياورند و به آرامش و آسايش برسند.هدف چيني هاي باستان وحدت انسان و طبيعت بود و قصد داشتند با وحدت بين انسان و كائنات به يگانگي برسند.

در واقع  فنگ شويي با جلوگيري از هدر رفتن منابع و سپس ايجاد انرژيهاي خوب در اطراف انسان موجب مي شود رابطه متعادل و موزوني بين انسان و محيط پيرامونش برقرار شود و انسان در مي يابد كه با محيط اطرافش يكي است و ارتباط دروني بين عوامل را درك مي كند..نكته جالب اينكه فنگ شويي در هر كجا قابل استفاده است و هر كس به فراخور نياز خود مي تواند از آن بهره مند شود.

يكي از مهمترين مباحثي كه فنگ شويي به آن مي پردازد محيط كار است. اگر محيط كار و زندگي هر كسي از ارتعاشات سالم احاطه شده باشد خود او نيز سالم مي ماند.

فنگ شوي در كار

آيا از محيط كار خود لذت مي بريد؟

آيا به شغل خود علاقه مند هستيد؟

لحظاتي كه در محل كار هستيد چگونه مي گذرد؟

هماهنگي ميان همكاران،معين بودن حدود فعاليتها،داشتن روح بي پروا و با همت،حسن ابداع و همچنين ارتباط خوب بين مخاطبان مختلف در محيط كار،همگي عناصري مي باشند كه موجب فعاليتي بهينه،مثبت و در حال رشد مي شوند.

اين محاسن را مي توان به كمك قوانين فنگ شوي در محيط كار ايجاد كرد.به طور مثال با بررسي چگونگي قرار گرفتن شما در دفتر كار،همينطور وضيعت ديگر همكارانتان و حتي وسايلي كه شما را احاطه كرده اند مي توان موقعيت مؤثر و آرام نظم و هماهنگي بين شما و همكاران ديگر به وجود آورد.

گااهي اوقات گردش 45 درجه ميز كار به سمت شرق يا اويختن عكس ابشاري به روي ديوار شمالي دفتر كار،كمك بسيار موثري به هماهنگي و نظم محيط كار مي كند و حتي شما را از آسيب انرژي هاي منفي كه شايد از سوي همكار بد اخلاق و سختگيرتان متوجه شماست در امان نگه مي دارد..شايد سوال كنيد ايا با اين كارها به نتايج مثبت شخصي دست خواهيد يافت؟به نظر عجيب مي رسد،اما بر اساس اعتقاد قوانين فنگ شويي،حتي يك تغيير كوچك در محلي كه ما را احاطه كرده مي تواند به روان شدن انرژي ،،چي،، كه همان انرژي حياتي است- كمك كند از اينرو موقغيتي هماهنگ و متعادل با خود و در ارتباط با ديكران به همراه خواهد اورد.

براي مثال رئيس يك شركت بزرگ انگليس كه به خاطر كار طاقت فرسا نگران سلامتي خود بود. به يك مشاور فنگ شوي مراجعه نمود و با انجام پيشنهادات وي پس از مدتي توانست كار خود را بهتر انجام دهد و هم در امور شخصي و هم در محيط كار موفق تر شود.طبق بررسي وضيعت اتاق كار وي مشخص شد كه ميز تحرير او در جهت شرق و صندلي در جهت شمال شرقي قرار داشت .طبق اصول فنگ شويي اين جهت ها باعث فعاليت زياد و جاه طلبي مي شوند بنابراين بنا به پيشنهاد مشاور فنگ شويي جهت ميز كار به سمت شمال غربي و صندلي به سمت شرق تغييريافت

در پس اين قوانين به ظاهر ساده مجموعه اي از مطالعات وسيع وجود دارد كه شامل جريان انرژي چي، برقراري توازن ميان ويژگي هاي يين..مونث.. و يانگ ..مذكر..، و پنج عنصر چيني، زمين(خاك)، فلز، آب، جنگل(چوب) و آتش،هشت جهت اصلي زمين شمال، جنوب، شرق، غرب، شمال شرقي، شمال غربي، جنوب شرقي، جنوب غربي، علم نجوم ژاپني و مربع جادویی است.

بطور كلي جهت قرارگيري كل بنا و معماري ساختمان،محل قرار گرفتن ساختمان نسبت به وضعيت خيابان هاي اطراف و … طراحي رنگهاي فضاي داخلي و چيدمان وسائل كار مثل وضيعت ميز كار نسبت به بازشو هاي اتاق ها و يا چگونگي قرارگرفتن دستگهاي تاسيساتي يا تزئيناتي موجود در محل كار و يا حتي نظم و انضباط وسايل روي ميز كار مواردي هستند كه مشاوران فنگ شوي به آنها دقت داشته و در هر موقعيتي مناسب ترين طراحي را انتخاب كرده و بدين ترتيب در بهبود كيفيت زندگي و كار هر شخص و همينطور كل گروه نقش مؤثري ايفا مي كنند.

چنین به نظر میرسد که استادان فنگ شویی میتوانند انرژیهای متافیزیکی را ردیابی کرده و به جریان یافتن آن به نحو مطلوب کمک کنند. به عبارتی فنگ شویی نوعی طب سوزنی وابسته به معماری است. امروزه استادان چیدمان و معماری با اصول فنگ شویی به مشورت خوانده میشوند تا هنگام ساخت یا تزئین یک بنا، محل قرار گیری اتاقها، جهت دربها، محل نصب آینه، جهت قرار گیری تخت خواب و اینکه کدام اتاق نیازمند حضور یک گیاه سبز و کدام فضا به گل سرخ احتیاج دارد را تعیین کنند.

از آنجایی که نمونه های بی شماری از تاثیر مثبت چیدمان و استفاده از روشهای فنگ شویی وجود دارد و از طرفی، این دستورات بسیار ساده و منطقی به نظر میرسند، قصد داریم نکاتی از چیدمان هر فضا را در اینجا مطرح کنیم. در این مطلب به شرح چند نکته مهم درباره فنگ شویی در محیط کار میپردازیم.

کاربرد فنگ شویی در محل کار
میز و فضای کار خود را مرتب کنید
بنابر قوانین فنگ شویی، میزان کارایی، افزایش درآمد و رونق تجاری میتواند با پاک کردن فضا و میز کار از لوازم اضافه و مرتب کردن آن افزایش یابد. انرژی مثبت و پر حاصل "چی"
chi نمیتواند با وجود خرده ریزهای اضافه بر روی میز و درون ذهن شما، در اطراف جاری شود.

همه وسایل روی میز را بردارید و تمام نقاط شلوغ اطراف آنرا هم از خرده ریز پاک کنید. سپس تنها وسایلی را روی میز بگذارید که مورد استفاده روانه شما هستند. کاغذهای روی میز باید به اسناد و مطالب مربوط به یک پروژه محدود شوند و باقی کاغذها و وسایل باید به جای دیگری مانند یک فایل، کشوی میز یا قفسه های مخصوص منتقل شوند. آنچه را که واقعا اضافه است یا دور بریزید یا به کسی که نیاز دارد بدهید.

حالا که میز کارتان خلوت و مرتب شده است، اشیائی زیبا و مثبت را به آن اضافه کنید.برای مثال، برای افزایش درآمد، یک شیء قرمز یا ارغوانی را در گوشه جنوب شرقی میزتان قرار دهید. سمت شرقی میز شما، مربوط به سلامت، خانواده و ترقی است. در این بخش از شیء چوبی یا سبز استفاده کنید. یک گیاه یا یک عکس خانوادگی در قابی چوبی بسیار مناسب هستند.

محل قرارگیری میز در اتاق
در شیوه فنگ شویی، خوشبختی، موفقیت و رونق در زندگی حرفه ای به شدت با محل قرارگیری میز کار در ارتباط است. بهترین حالت قرارگیری میز کار این است که میز در جایی قرار بگیرد که شما پشت به دیوار نشسته و فضای بیشتری از اتاق در محدوده دیدتان قرار داشته باشد.

اگر بتوانید در و پنجره را هم ببینید بسیار بهتر است اما هرگز نباید در خط مستقیمی با درب قرار بگیرید. اگر میز و درب نسبت به یکدیگر به طور مورب قرار گرفته باشند بسیار عالیست. درب ورودی و پنجره نباید درست در پشت سر شما قرار بگیرند.

گل و گیاه
گل و گیاه طبیعی عناصر مثبت بسیاری را وارد فضای کار میکند. گیاهان علاوه بر زیبایی، کیفیت هوا را تیز بهبود بخشیده، ما را با طبیعت خارج پیوند داده و رنگ سبزشان رشد و ترقی شخصی و حرفه ای را تقویت میکند. از گیاهانی مانند کاکتوس و هر گیاهی که برگها و شاخه هایی نوک تیز دارد احتراز کنید زیرا انرژی منفی را گسترش میدهند. گیاهان برای موثر بودن باید سلامت و شکوفا باشند. اگر گیاهتان پژمرده یا خشک شده است، آنرا بردارید و گیاهی تازه به جایش بگذارید. فراموش نکنید که حتی داشتن گلهای مصنوعی –غیر پلاستیکی- بهتر از هیچ است. فقط کافی است آنها را تمیز نگهدارید.

آب
آب قدرتمندترین نشانه پول در فنگ شویی است. انرژی مثبت "چی" در آن میدرخشد و تاثیر فراوانی بر سلامت و رونق کار دارد. اما این آب باید تمیز و تازه باشد. چشمه های مصنوعی برای فضاهای داخلی بسیار مناسبند اما باید مراقب باشید که جریان آب در آنها مسدود نشود، خیلی سریع نباشد و آب آن راکد نماند. مدتی است که چشمه های بسیار کوچک تزئینی برای روی میز طراحی و ساخته میشوند که استفاده از آنها بسیار ساده است.

یک انتخاب خوب دیگر تنگ ماهی یا آکواریوم است. ماهی قرمز در فرهنگ چین نشانه ثروت است. اما ممکن است که این دو روش به هیچ وجه در محل کار شما قابل اجرا نباشند، در این صورت میتوانید از هرگونه شیئی که تداعی کننده آب باشد استفاده کنید. از مجسمه های کوچک گرفته تا گویهای بلورین پر از آب و مانند اینها.

فراموش نکنید که نظم، خلوت بودن، روشنایی کافی و عدم وجود اشیاء بدنما و غم انگیز، انرژی مثبت را در هر فضایی به جریان انداخته و به طرز اعجاب آوری زندگی شما را دگرگون خواهد کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 11:33  توسط عسل  | 

هنر فنگ شویی؟

سلام به همه دوستان وبلاگ نویس خوبم امید دارم که حال واحوالتون خوب وبر وفق مراد باشه داشتم به این فکرمیکردم که چطوری میشه ما توجه مان به چیزی جلب میشه وبه سمت اون کشیده میشیم وقدم توی اون راه میزاریم و چیزای که راضی کننده میشن برا ادامه راه رفع نیازمون ، به عنوان یه پون مثبت به حساب میان، خوب حالا میریم سر اصل مطلب چی شده ؟ توجهت به چی جلب شده ؟ صبر کنید الان میگم ، این مقدمه ای بود که از این به بعد می خوام متنهایی رو که قرار تو پستام بزارم قبل از اون جرقشو تو ذهنتون روشن کنم تا برین دنبالش وتو نظرات برام نظر میزارید که چی پیدا کردید از کجا وکدوم منبع استفاده کردید  به طور خلاصه برام کامنت میزارید،وچقدر براتون جالب بوده چطوره؟ و بعد من در اون موردمطالب مو تو یه پست کامل  میزارم

فکر کنم این یه روش خوبی که حداقل آروم، آروم یه تلنگری به خودمون بزنیم بریم دنبال چیزهایی که توجه همان را به خودش جلب میکنه یا اگه جلب نکرد برا امتحان هم که شده بخواهیم یه اطلاعاتی در اون مورد کسب کنیم

یه نظر دیگه هم دارم اونم اینه که شما میتونید درباره موضوعی که توجه شما رو به خودش جلب کرده وازاون اطلاعی ندارید یا براتون جالب بوده از من بخواهید من در اختیارتون بزارم یا برا کسب اطلاع برم دنبال مطلب البته تا اون جا که معلوماتم اجازه بده

بریم سر اصل موضوع تا حالا درباره فنگ شویی چقدر اطلاعات کسب کردید من مقدمه ایی از این هنر رو براتون میزارم برا شروع کار یاعلی

فنگ شویی (Feng shui) به معنای لغوی "باد آب"، بخشی از فلسفه طبیعت در چین باستان است. در بسیاری از موارد فنگ شویی به عنوان نوعی غیبگویی از روی مشاهده نشانه های طبیعی و زمینی و همچنین ویژگیهای جغرافیایی معنا شده است، اما درواقع فنگ شویی به معنای درک ارتباط میان طبیعت و وجود انسان است به طوریکه به ما کمک میکند با محیط اطراف خود یکی شده و با آن هماهنگ باشیم.

فنگ شویی نوعی نظم است که با بسیاری از روشها و فنون طراحی و معماری امروز سازگار است. فضا، آب و هوا، ستاره شناسی و نیروی جاذبه زمین از جمله اجزاء اولیه سازنده فنگ شویی هستند. بسیاری از افراد اعتقاد دارند که عوامل علمی غیر قابل توضیح در این مکتب نقش دارند و فنگ شویی را نوعی هنر متافیزیکی میدانند. کسانی که قوانین فنگ شویی را در زندگی خود رعایت کرده اند نیز، بر تاثیر آن بر سلامت، ثروت و روابط شخصی خود تاکید کرده اند.

فنگ شویی به طور محسوسی وابسته به این طرز تفکر است که زندگی همراه با طبیعت و نه در مقابل آن، نوع زندگی مناسب برای انسان و محیط اطراف اوست. یکی دیگر از نکات مهم در فلسفه فنگ شویی این است که زندگی ما به شدت تحت تاثیر محیط فیزیکی و احساسی اطرافمان قرار دارد.

فنگ شویی کاربدها ی مختلفی داره که به اونها هم اشاره میکنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 13:53  توسط عسل  |